توضیح :
با سلام به تمامی شما عزیزان لطفا از همین ابتدا نسبت به آپلودمسائل عاطفی فقط در این تاپیک فعالیت داشته باشید و مواردی که در قسمتهای نا مرتبط
قرار گیرند حذف خواهند شد. این کار برای سهولت و عدم لجام گسیختگی در بلاگ
و برا دسترسی سریع دوستان به این سری از مطالب انجام میگیرد . ((با تشکر
))
....................................................................................................................................
و اما دوست داشتن از نقطه نظر افراد مختلف :
شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده
دانشجوی زیست شناسی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... او تكامل خواهد یافت
دانشجوی آمار : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر دوستت
داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یك رابطه
مجدد غیر ممكن است
دانشجوی فیزیك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت
، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطكاك بیشتر از انرژی بوده و یا
زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است
دانشجوی حسابداری : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر
برگشت ، رسید انبار صادر كن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهكار بفرست
دانشجوی ریاضی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن
دانشجوی كامپیوتر : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر
برگشت ، از دستور كپی - پیست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه دیلیت اش كنی
دانشجوی خوشبین : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن... نگران نباش بر می گردد
دانشجوی عجول : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش كن
دانشجوی شكاك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوی صبور : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
دانشجوی رشته صنایع : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر
برگشت ، باز هم به حال خود رهایش كن ، این كار را مرتب تكرار كن.......
...................................................................................................................................
از* ام* از های جدید :
سلام همگی خوبین اینم ی زری از ام از های ودید وازه شواها ا ی وقت وک نهنید زوادم آو کزیده ها نه به خاطر اینکه دارم تو زماغی زحبت ویکنم
1-آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده
نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند
2- می خواهم ببینمت ولی حیف که بلیط سرزمین فرشته ها خیلی گرونه 3-سلام گلم اگه اجازه بدی مامانم با مامانت حرف بزنه فردا ساعت 9 خدمت برسیم امر خیره. طرح شاد سازی دخترا ن ترشیده ی دم بخت 4-میگن اگه با یاد یکی بخابی خوابشو می بینی میمیرم تا همیشه خوابتو ببینم 5-گل سوسن،گل مريم ،گل نرگس، گل ياس تقديم به كسي كه خودش سرور گلهاست 6-اگه یه سیب خوردی بعد دیدی یه کرم توشه ناراحت نشو وقتی ناراحت شو که یه کرم رو نصفه دیدی 7-سلام گلم اگه اجازه بدی مامانم با مامانت حرف بزنه فردا ساعت 9 خدمت برسیم امر خیره. طرح شاد سازی دخترا ن ترشیده ی دم بخت 8-در
جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد / در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد /
آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد / آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد 9-بسوزد خانه ي ليلي و مجنون كه رسم عاشقي در عالم انداخت اگر ليلي به مجنون داده ميشد دل هيچ عاشقي رسوا نمي شد 10- دلگيري ها را روي شن و محبت را روي سنگ مرمر بنويس فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد/ 11-نفرین
به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو
سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به
ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... 12-اگه ديدی يه روز يه سوسکه چپه شده و دست و پا می زنه خيال نکن یکی زده و چپش کرده بدون داره به قیافه تو می خنده 13-ماه من پرده از آن چهره ي زيبا بر دار... تا فلك لاف نيايد كه چه ماهي دارد 14-موبايلتو چيكار كردي هر چي زنگ مي زنم ميگه گوسفند مورد نظر با گله مي باشد.. 15-بعضی ها مثل قطار شهربازی می مونن باهاشون خیلی بهت خوش می گذره ولی به هیچ جایی نمی رسی. 16-عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق در حسرت ديدار تو بودن زيباست 17-زندگی پژمردن یک برگ نیست بوسه ای در کوچه های مرگ نیست زندگی یعنی ترحم داشتن با شقایقها تفاهم داشتن 18-با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . . 19-میدونی فرق تو با آهن چیه؟ آهن زنگ میزنه ولی تو اس ام اس هم نمیزنی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن
عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم . .................................................................................................................................. من اصلا قصد ازدواج ندارم : منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم ! در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ 30 : مرداد سال جاري همین جا کامنت بزارن تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم. مهم: محدوديت سني: فقط 19 تا 22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند) حداقل مشخصات الف) مشخصات ظاهري - قد 165-170 - وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم - اندام برزيلي - چهره متناسب و دوست داشتني - تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از همونا ميخوايم ) - لباس مارك پوش حتما - تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه ) - حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟) - رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ... من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن - رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش همرنگ درياست ) - ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- ) - دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه ! - مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ... علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !- جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته ) - استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه ) - مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري ) - رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم افول ميكنه ) - حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه .... - ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره - رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه ) - صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه - پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته ب) مشخصات مالي - تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه) - ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته باشه - حتما متكمن باشه باباش - باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه - موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما از این جدیدا - خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد دوشادوش هم كار كنن) - مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش - جهيزيه درست حسابي بياره شامل : - مبل نشيمن - مبل پذيرايي - مبل نهار خوري - مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها ) - سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال - سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر - يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه سفيد خز شد رف پي كارش - سورخكن - تستر - ساندويچ ميكر - و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه گيري پارس خزر بياري ) - همينطور جارو برقي و ... - لوازم صوتي و تصويري كامل - سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست - لباسشويي كنوود - اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم ) - عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه من به خاطر اين ميگم ج):مشخصات تحصيلي - حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو - دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن - دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه ( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه ) - ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه ! چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه * پيش از آنكه فوحش و دري وري بفرستيد شما را به خويشتن داري دعوت ميكنم و به عرض ميرسونم ( همينه كه هست فعلا كه قحطي پسره - مملكت قحط الرجال شده تو نميري - شما از ظرفيت هاي ما پسرا استفاده نكنيد ما هم فرار مغز ها ميشيم ميزاريم ميريم از خارج متاهل ميشيم) زود باش ثبت نام کن تا مهلت تموم
................................................................................................................................... سلام دوستان امروز می خواهم مطلبی را در این تاپیک قرار دهم که مورد توجه خیلی از افراد و به خصوص جوانان ایرانی هستش که در ازدواج آینده آنها می شه گفت اگه نقش حیاتی نداشته باشه برای هر دو طرف مهمه خواهش می کنم قبل از خواندن این مطلب راجع به چیزی که خواهید خواند جبهه گیری بی خود نکنید و بدون تعصب و با چشم باز به آینده به اوون نگاه کنید و در آخر هم غر غر نکنید به جون من که آقا اینا چیه میزاری تو بلاگت مگه تو شرم و حیا نداری ! نه خیر ! گوش من از این حرفا پر هست آقایون و خانم هایی که به سبک آدم های ماقبل تاریخ زندگی می کنید .این مطلب رو برای اوونایی می زارم اینجا که در سال 2008 میلادی زندگی می کنن و چشم ها شون رو به روی حقایق زندگی باز می کنن نه مثل امسال شما هایی که با بردن اسم این جور مسائل می گید" ای وای خدا مرگم بده چشم و گوش بچم باز شد " خلاصه این شما و این هم مطلب تازه :
******************
جراحی پرده بکارت
خودفریبی یا دیگر فریبی
چندی پیش در خبرها آمدهبود که آمار جراحی ترمیم پردهی بکارت در میان
دختران عرب متولد فرانسه و یا بزرگشده در آنجا بالا رفتهاست. اما در
ایران وضع چگونه است؟ دخترهای ایران چه وضعیتی دارند؟
این
عمل تا چه حد در ایران زیاد شده و آیا دخترها خودشان با میل و رغبت دست
به این عمل میزنند یا تحت فشار خانوادهها و احتمالا تحت فشار همسر
آیندهشان؟
*************
دوست
داشتم گزارشم را با یک تصویر شروع کنم، تصویر دختری که با ترس و لرز در
مطب یک دکتر زنان نشسته و مدام دور و برش را نگاه میکند تا مبادا آشنایی
او را آنجا ببیند. منتظر است نوبت به او برسد تا با یک نخ و سوزن،
پردهای روی تمام گذشتهاش بکشد و آن را برای همیشه از حالش جدا کند. اما
هیچکدام از دخترانی که میتوانستند این تصویر را به من بدهند حاضر نشدند
با من صحبت کنند. حق هم دارند، آنها با گذشتهشان خداحافظی کردهاند و
حالا پخش صدای آنها از رادیو و یا نشر خاطراتشان در اینترنت میتواند آن
گذشته را دوباره بیدار کند.
رفتم
سراغ دختری که خودش این کار رانکرده و اعتقادی هم به این کار ندارد، اما
در خوابگاه دانشجویی او، پر بودهاند از دخترانی که دنبال این نخ و سوزن
جادویی تمام تهران را زیر پاگذاشتهاند. به نظر مینا اکثر این دخترها خودشان به این کار اعتقادی ندارند و فقط به
خاطر خانواده یا فرد مقابلشان است که دست به این کار میزنند: «خوب
اعتقاد را نمیدانم چگونه میشود گفت. کسی که بخواهد ترمیم کند در واقع
خودش میشود گفت آن شجاعت یا جرأت را ندارد که حالا بگوید من قبلا
رابطهای داشتم و یا اینکه به هر حال اکثرا موضوع این است که بعدا برای
ازدواج، فرد مقابل و خانواده او چه فکر میکنند. حالا این که خود دختر چه
فکر میکند معمولا خیلی نقش ندارد».
مینا
میگوید خیلی از پسرها هم به این کار اعتقاد ندارند اما به خاطر خانواده
از همسر آیندهشان میخواهند که پردهی بکارتش را ترمیم کند تا کسی متوجه
نشود که این دختر قبلا طبیعیترین خواستش را از یک راه نامشروع و غیرمعمول
از نظر جامعهی ایران، ارضا کرده است: «شاید پسری اطلاع داشته باشد از رابطه قبلی دختر، ولی به خاطر اینکه خانودهخودش متوجه نشوند از دختر میخواهد که این کار را بکند».
ولی مگر خانوادهی پسر از این موضوع خبردار میشوند؟ اصلا مگر این مسئله یک چیز خصوصی بین دختر و پسر نیست؟
یک
تصویر دیگر جلوی چشمم ظاهر میشود: تصویر اتاقی آراسته با گل و روبان و
کاغذرنگی و لحافی سرخ و احتمالا یک پارچ آب خوردن و بوی اسپند و خیل زنانی
که پشت در این اتاق منتظر نشستهاند تا خبر فتح داماد را بشنوند و با
افتخار به باکره بودن عروس و پرقدرت بودن داماد، کلکشان جشن هفتروزهی
عروسی را تمام کنند.
ولی
ذهنم میگوید این تصویر حداقل متعلق به ۳۰ سال قبل است. لااقل در شهرهای
بزرگ ۲۰-۳۰ سالی میشود که از این خبرها نیست. اما یک پزشک زنان مرا به
دنیای واقعیت پرتاب میکند: «حتی افراد تحصیلکرده هم قبل از ازدواج، دخترها را میآورند برای معاینه پرده بکارت. خانوادهی پسر به اضافه افراد خانوادهی دختر، میآیند برای گرفتن گواهی صحت پرده بکارت».
و مینا هم حرف این خانم دکتر را تأیید میکند: «متاسفانه
هنوز خانوادهها انتظار دارند که عروسی که میآورند باکره باشد و تمام آن
چیزهای سنتی و افکار سنتی همچنان وجود دارد. البته مسلما از قبل کم رنگ تر
شده، در این شکی نیست، مخصوصا در شهرهای بزرگی مثل تهران ولی باز هم من
نمیتوانم بگویم که از بین رفته. نه از بین نرفته، شما هنوز نمیتوانید
مطمئن باشید که کسی که در آینده میخواهد شریک شما باشد، خانودهاش چطوری
است، فرهنگش چطوری است. در نتیجه اکثر دخترها، این مسئله را خودشان شخصا
با مراجعه به پزشک حل میکنند».
دکتر
مصطفی اقلیما رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران اما معتقد است که
پسرها خودشان با این قضیه مشکل دارند و این که میگویند به خاطر
خانوادهمان از دختر میخواهیم این کار را انجام دهد، حرف بیربطی است: «به
خاطر خانواده حرف بی خودی است، برای اینکه الان دیگر در ایران شاید ۱۰ یا
۱۵ درصد کسانی که ازدواج میکنند قبل از ازدواج دحتر را به دکتر میبرند
و معاینه میکنند. بیش از ۸۰ درصد اصلا دیگر معاینه نمیکنند. خود پسرها
هستند که غر میزنند و ایراد میگیرند و آنها هستند که بعدا میگویند تو
دختر نبودی و تا آخر عمر میخواهند به سر زن سرکوفت بزنند و یا اینکه بعدا
از این قضیه استفاده کنند و دختر را طلاق بدهند. اصلا این حرفی که آقایان
میزنند حرف غلطی است و خانواده خود آن فرد است. هیچوقت پدر و مادر
نمیگویند که همسر تو دختر بود یا نبود، خود پسر است که میگوید».
مینا
اما معتقد است که دخترها و پسرها اعتقادی به این کار ندارند و فقط به خاطر
خانواده و اجتماع است که دست به این عمل میزنند. او میگوید: «این
موضوع واقعا موضوع خندهداری است یعنی این که حالا یک نفر رابطهای داشته
و حالا برای پنهان کردنش میرود دکتر خرج میکند و یک عملی انجام میدهد که
واقعا مضحک است و متاسفانه حالا به خاطر فرهنگ جامعه ما ممکن است نه دختر
نه پسر هیچکدام چنین عقیدهای نداشته باشند ولی به خاطر خانواده، به خاطر
جامعه، به خاطر فامیل مجبورند که این کار را بکنند».
قضیه
وقتی جالبتر میشود که میفهمیم اصلا پردهی بکارت از نظر پزشکی قابل
ترمیم نیست و بعد از این عمل، یک پزشک ماهر یا متخصص پزشکی قانونی
میتواند تشخیص دهد که این پرده ترمیمشدهاست. بنابراین انجام این عمل
میتواند فقط یک «خودگول زنک» باشد: «پرده بکارت قابل ترمیم نیست چون
عروق ندارد، یک بافت مخاطی است. وقتی پاره میشود دوباره نمیتواند به شکل
اولش برگردد. ما کاری که میکنیم این پرده بکارت را یک مقدار تنگ میکنیم
تا در نزدیکی بعدی خونریزی داشته باشد و خیلی از پردههایی هم که ترمیم
شدهاند در معاینه بعدی معلوم میشود. پزشک قانونی که حتما میفهمد و
گواهی نمیدهند و پزشکهای دیگر هم اگر دقت کنند معمولا جای ترمیم معلوم
است. فقط مریض به این دل خوش میکند که با ازدواج بعدیش خونریزی داشته
باشد، چون تنگ میشود و همان محلی که دوخته شده دوباره پاره میشود و
خونریزی ایجاد میکند».
مهدی
جوان دیگری است که صادقانه به من میگوید حتی اگر قضیه باکره نبودن همسر
آیندهاش برای خانوادهی او مهم نباشد برای خودش خیلی مهم است. او میگوید
بالاخره سنتی که او به آن احترام هم میگذارد، نمیتواند این مسئله را
بپذیرد. بنابراین خود مهدی هم نمیتواند بپذیرد که همسرش باکره نباشد: «برای
من یکی صددرصد این قضیه مهم است. حالا شاید این بین کشورهای دنیا مرسوم
نباشد ولی خوب این چیزی که من میدانم در ایران و در شهر ما اصفهان به
عنوان یک ایرانی اصفهانی و آن چیزی که ازلحاظ خانوادگی و سنت به من
میگوید برایم خیلی مهم است که آن دختری که میخواهم با او ازدواج کنم قبل
از من با کسی رابطه نداشته باشد».
از مهدی میپرسم برای دختری که میخواهد با تو ازدواج کند چطور؟ آیا او هم
حق دارد که دربارهی گذشتهی تو بداند؟ چطور میتواند مطمئن شود که تو قبل
از او با دختر دیگری رابطه نداشتی؟ مهدی میگوید: «من که این عقیده را دارم چون که میدانم خودم با کسی رابطه نخواهم داشت پس دوست دارم که همسر آینده ام هم با کسی رابطه نداشته باشد».
اما
دکتر اقلیما معتقد است که تمام مردان ایرانی قبل از ازدواج حداقل یک بار
رابطه جنسی را تجربه کردهاند، بنابراین نباید از همسر آیندهشان انتظار
داشتهباشند که دستنخورده و باکره باشد: «مردی نیست در ایران تا موقعی
که میخواهد ازدواج کند ارتباطی با زنی نداشته باشد. حالا موقعی که ازدواج
میکند چگونه دلش میخواهد که آن خانم اصلا با هیچکس رابطه نداشته باشد؟
پس خودش چطور با خانمها رابطه داشته؟ اینجا مشکل، مردها، تفکر مردها و
عقب ماندگی تفکر مرد ایرانی در این زمینه و خودخواهی آن مرد است».
دکتر
اقلیما به مردان ایرانی که سالها خارج از کشور بوده و انواع و اقسام
رابطه را تجربه کردهاند اشاره کرده و میگوید همین مرد وقتی به ایران
برمیگردد و میخواهد ازدواج کند، انتظار دارد همسرش «آفتاب مهتابندیده»
باشد. به نظر دکتر اقلیما مشکل اصلی، در این میان مردهای ایرانی هستند نه
دخترها و نه خانوادهها: «بزرگترین مشکل در جامعه ما مردان هستند. این
مردان ما در ایران اگر در خارج از کشور باشند برایشان هیچ فرقی نمیکند که
با چه کسی ازدواج کنند اما وقتی وارد ایران میشوند همان آقایی که ده تا
دوست زن داشته یا هزارتا کار خلاف کرده از دختر میخواهد که دختر باشد.
مشکل، تربیت و فرهنگ ایرانی است و آن مرد ایرانی، مردانی که خودشان باعث
میشوند پرده دختری از بین برود موقعی که ازدواج میکنند میخواهند یک
دختری باکره باشد».
دکتر
اقلیما میگوید این مشکل به شکل دیگری در مورد پسرهایی که در ایران زندگی
میکنند هم وجود دارد. به نظر او پسرهای داخل ایران هم خیلی کم پیش میآید
که با دوست دخترشان ازدواج کنند: «شاید نود درصد جوانهای ما وقتی با
دختری دوست میشوند دو سال سه سال رابطه دارند و بعد که میخواهد ازدواج
کنند، هیچوقت دختری را که با او دوست بودهاند نمیگیرند، میروند
خواستگاری دختری که نمیشناسند. چون نمیشناسند و دوستشان نبوده میگویند
خوب پس این خوب است. اما آنهایی که خودشان با آنها دوست بودهاند، رابطه
داشتهاند آنها رانمیگیرند. پس این بر میگردد به تفکرات ما. نیاز به این
هست که یک مرحله دیگر طی شود، یعنی ۲۰ سال ۳۰ سال دیگر بگذرد تا این تفکر
و تربیتی که در فکر جوانهای ما هست عوض بشود. این دوران گذر است».
یک
تصویر دیگر جلوی چشمانم ظاهر میشود. «تیم» پسر ۲۷ سالهی آلمانی،
فارغالتحصیل رشتهی علوم سیاسی و از یک خانوادهی متوسط که طبق تعاریف
ما از ردهبندی اجتماعی در طبقه «بافرهنگ» جا میگیرند. تیم تا ۱۶ سالگی
اجازه نداشته شب بیشتر از ساعت ۱۰ بیرون از خانه بماند و اجازه نوشیدن
مشروبات الکلی را هم تا ۱۸ سالگی نداشته. تا این سن، نه شب به خانهی دوست
دخترش رفته و نه او را به خانه آورده.
وقتی
قضیه پرده بکارت و اهمیت حیاتی آن را در ایران برای تیم توضیح میدهم، با
تعجب مرا نگاه میکند وتنها یک جمله میگوید: «به هیچ وجه حاضر نیستم با
یک دختر باکره ازدواج کنم چون او هیچ چیز از رابطهی جنسی نمیداند.
بنابراین یا من مجبور میشوم به او یاد بدهم که اصلا برایم خوشایند نیست و
یا او مجبور میشود مرا موش آزمایشگاهی خودش کند. به این ترتیب بخش مهمی
از زندگیمان خراب میشود».
***************************************************************** غرغر کنید فحش بدبد نفرین کنید به هیچ جا نمیرسه این فقط ی قسمت از هزارتا مشکلات ما جوونای ایرانی هستش و مجبوری باور کنی همیشه گفتن حقیقت تلخه . این یکی تلخ تر از همه. ***************************** ********************************** <<با تشکر : مدیریت سایت >> *****************************************************************************
دروغ های برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها...
دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم
معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی
دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم
معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار
دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم
معنی: عاشقشم
دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم
معنی: من فقط دنبال *** هستم
دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه
معنی: داریم میریم دختر بازی.
دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم
معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.
این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:
دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم
معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی
مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم
سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش،
هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و
هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد! ............................................................................................................................ روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن از در نشد از پنجره ، زوري خودت رو جا نكن آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا مي ذارن تو قتلگاه آرزو عاشق كشي زرنگيه شيطونك مغزاي ما دلداده ی دو رنگيه دلخوشي هاي الكي ، وعده هاي دروغكي عشقاشونم خلاصه شد تو يك نگاه دزدكي آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون مي كنن دل ستاره ي منو ، از زندگي خون مي كنن ستاره ها لحظه ها رو با تنهايي رنگ مي زنن به بخت هر ستاره اي ، آدمكا چنگ مي زنن عمري به عشق پر زدن قفس رو آسون مي كنن پشت سكوت پنجره بغضي رو بارون مي كنن مردم سر تا پا كلك ، رفيق جيب هم مي شن دروغه كه تا آخرش ، هم دل و هم قسم مي شن رو دنده ی حسادتا زندگي رو مي گذرونن عادت دارن به بد دلي نمي تونن خوب بمونن قصه ی روزگار اينه ، به هيچ كسي وفا نكن روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نکن .......................................................................................................................... در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ نمی یابی نشان هرگز تو از عشق وجوانمردی برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی
فرستاده شده از طرف : مینا ........................................................................................................................... دل من تنها بود دل من هرزه نبود دل من عادت داشت که بماند یک جا به کجا ! معلوم است به در خانه تو دل من عادت داشت که بماند آنجا پشت یک پرده توری که تو هر روز آن را به کناری بزنی دل من ساکن دیوار ودری که هر روز از آن می گذری دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری و به راستی دل من را دیدی؟ ..............................................................................................................................
ادامه مطلب |